
به تو از تو مینویسم به تو ای همیشه در یاد
ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد
وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود
زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاییز برگ و باغ هم گریه میکرد
قاصد چشم تو آمد مژده ی روییدن آورد
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
ای همیشگی ترین عشق در حضور حضرت تو
ای که میسوزم سراپا تا ابد در حسرت تو
به تو نامه مینویسم نامه ای نوشته بر باد
که به اسم تو رسیدم قلمم به گریه افتاد
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
در گریز ناگزیرم گریه شد معنای لبخند
ما گذشتیم و شکستیم پشت سر پل های پیوند
در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود
باید از هم میگذشتیم برتر از ما عشق ما بود
نوشته شده توسط ... در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 13:51 موضوع برای تو | لینک ثابت
كاش آن لحظه كه تقدیم تو شد هستی من
می سپردم كه مراقب باشی
جنس این جام بلور است
پر از عشق و غرور است
بازیچه شود میشكند
میشکند
نوشته شده توسط ... در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 23:30 موضوع برای تو | لینک ثابت
با هزار و یک ترفند شاخه گلی مصنوعی را در میان گل های شاداب گلدانت، پنهان کردم و بر دفترخاطراتت نوشتم: تو را دوست خواهم داشت، تا زمانی که آخرین گل پژمرده شود.
نوشته شده توسط ... در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 11:3 موضوع برای تو | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY